یکی از فانتزیام اینکه


یکی از فانتزیام اینه که یه دوست دختر هم داشته باشم اسمش رویا باشه ببرمش پیش زنم که اسمش دنیاس معرفیش کنم بگم
رویای من اینه ، دنیای بی کینه
دنیای بی کینه ، رویای من اینه !
اونام با هم رو بوسی کنن و تا آخر عمر به خوبی و خوشی در کنار هم زندگی کنیم …
:::

یکی از فانتزیام اینکه


::
یکی از فانتزیام اینه که از بانک زنگ بزنن بگن شما برنده شدید ! منم با لبخندی تلخ بگم حتما خونه برنده شدم یا ویلا یا شایدم صد میلیارد پول نقد یا … هیییییییی ! بدید به فقرا …
بعد بگن نه دیوونه تو پراید برنده شدی !!
بعد دیگه از شدت خوشحالی سکته کنم و به رحمت ایزدی بپیوندم …
:::

یکی از فانتزیام اینه که.یکی از فانتزیام اینکه.یکی از فانتزیام.یکی از فانتزیام جدید.فانتزیام جدید


::
یکی از فانتزیام اینه که ازدواج کنم و وختی میرم خونه عربده بکشم عیاااااال ! بعد زنم خودش بره کمربندو بیاره بگه عاغامون بگیر بزن سیاهو کبودم کن ، تو نزنی کی بزنه ؟؟؟
بعد منم بگم پاشو ضعیفههههه شووووما تاج سره مایییییی …
:::

یکی از فانتزیام اینکه


::
یکی از فانتزیام اینه که توی خیابون کنار یه کارتن خواب و گدایی بزنم کنار پارک کنم از ماشین پیاده شم ، طرف که اومد دستشو دراز کرد سوییچ رو بندازم تو دستش بگم : بیاااا ماله تو ! کارتن خوابه هم با تعجب و شوک زدگی بگه : آقا پس خودتون چی ؟؟؟ منم همینطور که دارم میرم رومو برگردونم و بگم : دلم میخواد تا افق قدم بزنم و بعد از چند لحظه دوباره برگردم تا یه لبخندی نرمی بزنم و برم که محو بشم ببینم کارتن خوابه زودتر از من تو خیابون محو شده باشه !!!
:::

یکی از فانتزیام اینه که.یکی از فانتزیام اینکه.یکی از فانتزیام.یکی از فانتزیام جدید.فانتزیام جدید


::
مهم ترین فانتزی زندگیم اینه که یه روز منو بفرستن کره جنوبی فقط ۴۸ساعت بهم وقت بدن تمام چیزایی که توی این چند سال میخواستم از اینترنت دانلود کنم ولی به خاطر سرعت پایین نتونستم رو دانلود کنم برگردم ، به خدا بر می گردم !!!
:::

یکی از فانتزیام اینکه


::
یکی از فانتزیام اینه که اسم دخترمو بزارم مروارید ، مامانش هم که اسمش صدفه ، حتما منم جلبکم !
کلا یه خانواده دریایی درست کنیم …
:::

یکی از فانتزیام اینه که.یکی از فانتزیام اینکه.یکی از فانتزیام.یکی از فانتزیام جدید.فانتزیام جدید


::
یکی از فانتریام اینه که یه لباس قدیمی بپوشم تو جیبش پسته پیدا کنم !
:::

یکی از فانتزیام اینکه


::
یکی از فانتزیام اینه این مخترع کلمه ی فانتزیو ببینم و ازش به خاطر این که موجبات شادی و تفریح ما را فراهم کرده تشکر کنم بعد برم تو افق محوم نشم !
:::

یکی از فانتزیام اینه که.یکی از فانتزیام اینکه.یکی از فانتزیام.یکی از فانتزیام جدید.فانتزیام جدید


::
ما همون پرسپولیسیایی هستیم که دقیقه ۸۰ تلویزیونو روشن می کنیم بعد یه لبخند می زنیم و تو غبار محو میشیم !
:::

یکی از فانتزیام اینکه


::
یکی از فانتزیای عیدم این بود که مراسم عید دیدنی مثه مراسم خواستگاری بشه وسط مراسم یکی بلند بگه : خب دیگه بریم سر اصل مطلب ؛ بعد همه عیدیاشون رو بدن ما انقدر معطل نشیم !
:::

یکی از فانتزیام اینه که.یکی از فانتزیام اینکه.یکی از فانتزیام.یکی از فانتزیام جدید.فانتزیام جدید


::
یکی از فانتزیام اینه که وقتی زیپ شلوارمو میارم بالا زبونمو نیارم بیرون ، هر کاری میکنم نمیتونم !
:::

یکی از فانتزیام اینکه


::
یکی از فانتزیای جدیدم اینه که جلوی در دانشگاه در حالی ک دارم گوشیمو به راحتی از جیبم درمیارم سوار پرایدم بشم و باهاش جلو چشم دخترای دانشگاه یه تکاف مشتی بکشم و تو گرد و خاکش محو شم !
:::

یکی از فانتزیام اینه که.یکی از فانتزیام اینکه.یکی از فانتزیام.یکی از فانتزیام جدید.فانتزیام جدید


::
یکی از فانتزی هام اینه که یه دفعه یه فانتزی بنویسم بعد یکی از کارگردان های هالیود (بر حسب اتفاق پارسی هم بدونه) بیاد بگه من از این فانتزی شما خیلی خوشم اومده میخوام اونو یه فیلم کنم و این داستان شمارو ۲ملیون دلار خریدارم !
منم با غرور کامل قبول کنم و اونم ۲میلیون دلار رو بده به من و فیلمش فروش بالایی کنه بعدش همه ی کارگردان های دیگه هم برای داستان فیلم هاشون بیان سراغ من ولی دیگه حیف دیر شده چون من با اون دو میلیون دلار یه پراید ، ۳۰ کیلو پسته ، یه گوشی از اونایی که راحت از جیب درمیاد و یه بلیط به افق خریدم و رفتم تو ویلای افقم زندگی میکنم و جواب هیچ کسم نمیدم حتی شما دوست عزیز …
::

یکی از فانتزیام اینکه

::
یکی از فانتزیای من اینه که سیگارمو با فندک زیپو روشن کنم بعد فندک رو پرت کنم پشت سرم پمپ بنزین منفجر بشه منم خونسرد بیام طرف دوربین از کادر خارج بشم …
::

یکی از فانتزیام اینه که.یکی از فانتزیام اینکه.یکی از فانتزیام.یکی از فانتزیام جدید.فانتزیام جدید

::
یکی از بربریام اینه که یکی از شلوارهای قدیمیمو برای شستن ببرم توی حموم بعد همینجور که دارم جیباشو چک میکنم که چیزی توش نباشه بصورت ناباورانه ای از قسمت فوقانی جیب پشت شلوار یه مغز پسته از قدیم (دوره کیلویی ۱۰۰۰۰ تومان) بیفته و غلتان غلتان روی زمین و در حال حرکت بگیرم و بردارمش و قبل اینکه کسی بخواد منو بعنوان محتکر لو بده مثل یه حبه بندازمش بالا و همینجور مِلَچ مُلوچ کنان در افق محو بشم !


یکی از فانتزیام اینکه