ترکه يه سگ فلج داشته، هر وقت دزد ميومده، سگه رو مي گذاشته توي فرغون و دنبال دزده مي‌دويده

 

خيلي سخته توي پاييز با غريبي آشنا شي اما وقتي که بهار شد يه جوري ازش جدا شي خيلي سخته يک غريبه به دلت يک وقتي بشينه بعد اون بگه که هرگز نمي خواد تو رو ببينه

 

اگه از تو ننوشتم ، فکر نکن سرم شلوغه توي زندگي يه وقتا ، تنهايي رمز عبوره اگه از چشمات گذشتم ، فکر نکن عاشق نبودم مطمئن باش توي دنيا ، دل به تو سپرده بودم .

 

ترکه يه چک سفيد امضا پيدا ميکنه جلو مبلغش مينويسه" خدا تومن" ميبره ميده به بانک. بعد ميبينن ترکه داره کيسه کيسه پول از بانک ميبره بيرون ميرن ببينن چه جوريه که بهش پول دادن ميبينن رئيس بانکه لر بوده

 

رشتيه با خانمش دعواش ميشه, قهر مي کنه دست بچه هاش رو مي گيره که بره ,خانمش ميگه با من دعوا داري بچه هاي مردم رو کجا مي بري

 

هر وقت تنها شدي ستاره ها را بشمار اگه کم اومد .قطر هاي بارانو را بشمار .اگه بند اومد رو رفا قت من حساب کن که نه کم مياره و نه بند مياد

 

نظريهء يک جامعه شناس ترک :آدما 3 دسته هستند : دسته اول ، دسته دوم ، و از همه مهمتر دسته سوم